راهیان

کوی دوست

مطالب با رتبه بالا

  • دانللود شب های قدر همراه با متن (5.00)
  • ماه مبارک رمضان ()
  • ماه مبارک رمضان ()
  • محرم نامه ()
  • شعر زیبای ماه رمضان ()

رتبه

    • خانه 
    • تماس  
    • ورود 

    دعا

    25 خرداد 1395 توسط يحيي زاده

    دعا این نیست که وقتی چیزی خواستیم یا مشکلی برایمان پیش آمد بریم سراغش وبا خدا ارتباط برقرار برقرار کنیم دعاخواندن خداست قبل از اینکه خواستن چیزی باشد .البته ما فقیریم و روزدهنده خداست وباید هر چه می خواهیم از او بخواهیم . فلسفه دعا خواندنن ارتباط بامعبود است. هر چه ارتباط عابد ومعبود قویتر باشد انسان قوی تر می شود و برای رسیدن به کمال عطش بیشتری پیدا می کند.اگر این ارتباط دو طرفهتقویت شود انسان به راحتی  می تواند روبه روی مشکلات بایستد و در تمامی مراحل موفق شود. متاسفانه خیلی ها خیال می کنند دعا برای آدم هایی است کهبیکارند و چون وقت آزاد دارند با خدا راز و نیاز می کنند در صورتی که این حرف ها کاملا اشتباه است. ما به دنیا آمده ایم تا خدا رابهتر بشناسیم  وبا او رازو نیاز کنیم .این کار یکی از اصلی ترین وظایف هر انسان مومن و متدین است .این را هم باید بدانیم که دعا کردن نباید لقمه زبان انسان باشد. در حکمت   337 نهج البلاغه از امام علی (ع) آمده:کسی که دعا می کند ولی نشسته و کاری انجام نمی دهد مثل تیر اندازی است که تیر دارد ولی کمان ندارد.پس اصل  دعا ارتباط با معبود است.

     نظر دهید »

    شهیدملکی

    24 خرداد 1395 توسط يحيي زاده

                                     نفر وسط شهید ملکی

    ماجرای روحانی شهیدی که به گردان زنان غواص فرستاده شد!

    وقتی شهید ملکی که یک روحانی بود خود را برای اعزام به جبهه‌های حق علیه باطل معرفی کرد، به او گفتند باید به گردان حضرت زینب(س) بروی.

    شهید ملکی با این تصور که گردان حضرت زینب(س) متعلق به خواهران است به شدت با این امر مخالفت کرد و خواستار اعزام به گردان دیگری شد اما با اصرار فرمانده ناچار به پذیرش دستور و رفتن به گردان حضرت زینب شد.

    هنگامی که می‌خواست به سمت گردان حضرت زینب(س) حرکت کند، فرمانده به او گفت این گردان غواص در حوالی رودخانه دز در اهواز مستقر است.

    شهید ملکی بعد از شنیدن اسم “غواص” به فرمانده التماس کرد که به خاطر خدا مرا از اعزام به این محل عفو کنید، من را به گردان علی‌اصغر(ع) بفرستید، گردان علی‌اکبر(ع) گردان امام حسین(ع) این همه گردان، چرا من باید برم گردان حضرت زینب؟ اما دستور فرمانده لازم‌الاجرا بود.

    شهید ملکی در طول راه به این می‌اندیشید که “خدایا من چه چیزی را باید به این خواهران بگویم؟ اصلا این‌ها چرا غواص شده‌اند؟ یا ابوالفضل(ع) خودت کمکم کن .

    هوا تاریک بود که به محل استقرار گردان حضرت زینب رسید، شهید ملکی از ماشین پیاده شد، چند قدم بیشتر جلو نرفته بود که یکدفعه چشمانش را بست و شروع به استغفار کرد.

    راننده که از پشت سر شهید ملکی می‌آمد، با تعجب گفت: حاج آقا چرا چشماتونو بستین؟

    شهید ملکی با صدایی لرزان گفت: “والله چی بگم، استغفرالله از دست این خواهرای غواص …

    راننده با تعجب زد زیر خنده و گفت: کدوم خواهر حاج آقا؟ اینا برادرای غواصن که تازه از آب بیرون آمدند و دارند لباساشونو عوض می‌کنند.

    اینجا بود که شهید ملکی تازه متوجه قضیه شده و فهمید ماجرای گردان حضرت زینب چیه!!

    راوی : سردار علی فضلی جانشین رئیس سازمان بسیج

     نظر دهید »

    شهید

    24 خرداد 1395 توسط يحيي زاده


    ماجرای روحانی شهیدی که به گردان زنان غواص فرستاده شد!

    وقتی شهید ملکی که یک روحانی بود خود را برای اعزام به جبهه‌های حق علیه باطل معرفی کرد، به او گفتند باید به گردان حضرت زینب(س) بروی.

    شهید ملکی با این تصور که گردان حضرت زینب(س) متعلق به خواهران است به شدت با این امر مخالفت کرد و خواستار اعزام به گردان دیگری شد اما با اصرار فرمانده ناچار به پذیرش دستور و رفتن به گردان حضرت زینب شد.

    هنگامی که می‌خواست به سمت گردان حضرت زینب(س) حرکت کند، فرمانده به او گفت این گردان غواص در حوالی رودخانه دز در اهواز مستقر است.

    شهید ملکی بعد از شنیدن اسم “غواص” به فرمانده التماس کرد که به خاطر خدا مرا از اعزام به این محل عفو کنید، من را به گردان علی‌اصغر(ع) بفرستید، گردان علی‌اکبر(ع) گردان امام حسین(ع) این همه گردان، چرا من باید برم گردان حضرت زینب؟ اما دستور فرمانده لازم‌الاجرا بود.

    شهید ملکی در طول راه به این می‌اندیشید که “خدایا من چه چیزی را باید به این خواهران بگویم؟ اصلا این‌ها چرا غواص شده‌اند؟ یا ابوالفضل(ع) خودت کمکم کن .

    هوا تاریک بود که به محل استقرار گردان حضرت زینب رسید، شهید ملکی از ماشین پیاده شد، چند قدم بیشتر جلو نرفته بود که یکدفعه چشمانش را بست و شروع به استغفار کرد.

    راننده که از پشت سر شهید ملکی می‌آمد، با تعجب گفت: حاج آقا چرا چشماتونو بستین؟

    شهید ملکی با صدایی لرزان گفت: “والله چی بگم، استغفرالله از دست این خواهرای غواص …

    راننده با تعجب زد زیر خنده و گفت: کدوم خواهر حاج آقا؟ اینا برادرای غواصن که تازه از آب بیرون آمدند و دارند لباساشونو عوض می‌کنند.

    اینجا بود که شهید ملکی تازه متوجه قضیه شده و فهمید ماجرای گردان حضرت زینب چیه!!

    راوی : سردار علی فضلی جانشین رئیس سازمان بسیج

     نظر دهید »
    دی 1404
    شن یک دو سه چهار پنج جم
     << <   > >>
        1 2 3 4 5
    6 7 8 9 10 11 12
    13 14 15 16 17 18 19
    20 21 22 23 24 25 26
    27 28 29 30      
    هر زمان افطار خود با آب که وا می کنم دیده هایم را فقط از اشک دریا می کنم علت بیچاره گی ام را خودم فهمیده ام کم سحرها با خدای خویش نجوا می کنم آن قدر بیچاره هستم می نشینم روز و شب در گناه افتادن خود را تماشا می کنم جای این که مایۀ آرامش آقا شوم با معاصی خون به قلب زار آقا می کنم

    آمار

    • امروز: 5
    • دیروز: 23
    • 7 روز قبل: 80
    • 1 ماه قبل: 1230
    • کل بازدیدها: 24008

    کاربران آنلاین

    • نورفشان

    کاربران تصادفی

    مطالب با رتبه بالا

    • دانللود شب های قدر همراه با متن (5.00)
    • ماه مبارک رمضان ()
    • ماه مبارک رمضان ()
    • محرم نامه ()
    • شعر زیبای ماه رمضان ()

    رتبه

      آخرین نظرات

      • رحیمی  
        • محدثه بروجرد
        در داستان مرد شامی و امام حسن
      • رحیمی  
        • محدثه بروجرد
        در شعر امام زمان
      • رحیمی  
        • محدثه بروجرد
        در کلیپ آیت الله جوادی آملی در مورد وصیت نامه امام علی
      • حيدري  
        • بهاردلها
        در داستان مرد شامی و امام حسن
      • مدرسه علمیه امام خمینی ره رباط کریم  
        • مدرسه علمیه امام خمینی (ره)-رباط کریم
        در دانللود شب های قدر همراه با متن
      • آوا  
        • حجره
        در دانللود شب های قدر همراه با متن
      • سیده فوزیه موسوی  
        • یازینب(س)
        در دانللود شب های قدر همراه با متن
      • نورالهدی  
        • نورالهدی
        در داستان مرد شامی و امام حسن
      •  
        • شاهپسند
        در بهترین رفیقان
      • نورالهدی  
        • نورالهدی
        در شعر امام زمان
      • سیده فوزیه موسوی  
        • یازینب(س)
        در حکایتی عبرت آموز
      • سیده فوزیه موسوی  
        • یازینب(س)
        در حکایتی عبرت آموز
      •  
        • شاهپسند
        در برجام را پاره کنند آن را آتش می زنیم
      •  
        • شاهپسند
        در سخنرانی تکان دهنده حاج آقا حاج آقا قرائتی
      • حضرت زینب سلام الله علیها میناب  
        • حضرت زینب میناب
        در برجام را پاره کنند آن را آتش می زنیم
      • نورالهدی  
        • نورالهدی
        در بصیرت
      • نورالهدی  
        • نورالهدی
        در شعر زیبای ماه رمضان
      •  
        • رنگ خدا
        • مدرسه معصومیه قیدار
        در امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
      • متین  
        • مدرسه علمیه کوثر ورامین
        در شعر زیبای ماه رمضان
      • پشتیبانی کوثر بلاگ  
        • ₪ آموزش وبلاگ نویسی و پشتیبانی کوثر بلاگ ₪
        • فراخوان ها و مسابقات کوثر بلاگ
        در شعر زیبای ماه رمضان
      • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
      • تماس